خرید بک لینک

هوالمعز

امروز که رفتم تا دانشگاه برگشتم فروشگاه
حال مردم خیلی خوب بود
ایران من
ایران عزیزم
امیدوارم هیچ وقت غم نبینی
و زیر سایه هیچ کس و هیچ چیز نباشی جز مهر و محبت خدای مهربان

برچسب: نویسنده: شیدا رستمی تاريخ: جمعه 2 دی 1401 ساعت: 19:05

۴۷۰خانه جلال وسیمینخانه ای که نیتش، فکرش و خشت خشتش با عشق بنا شده است. خانه موزه ای که فراتر از یک بنا و یک موزه است. امروز که این مطلب را می نویسم یک سالی می شود که از رفتنم و بازدید آن خانه پر عشق می گذرد. گاه و بی گاه مرغ خیالم ناخودآگاه مهمان اندرونی ها و بیرونیهای آن خانه زیبا می شود. ملکی که عروس خانه اش سیمین دانشور است و طراح، مجری و میزبانش جلال آلاحمد است. بعدها پس از فوت جلال آل احمد عزیز، سیمین تا پایان عمرش از این گنجینه گرانبهای پُرخاطره پاسبانی میکند و امروز جمعی محترم عزیز آن را صیانت می کنند تا نوازشگر چشمان و قلب ما باشد. بعد از آن هیچ مزه ای مرا متهیج نکرد. هیچ موزه ای...حتی موزه برادران امیدوار!امروز بعد از چند سال دوبار دلم برای آن حال و هوا تنگ شده استبرای آن اقاقیها/پنجره های دلربا/ گلخانه زیبا/کتابخانه جلال و محیط کاری که طوری طراحی کرده بود تا سیمینش را ببیند.../آن نامه دیوان وار/ عکس مولا/مهمان خانهای که سالها میزبان حلقه ها و گعده ها بود/اتاق بالا/آشپزخانه/و یک عالمه عشق بازی دیگر که به تو عشق می آموزد. عشقی والاتر و بالاتر از آنچه در بازار رایج اعلان این روزهایمان هست. از خودت سوال می کنی که مگر می شود آنقدر عاشقانه زیست...من یک خط هم از سیمین و جلال نخوانده بودم ولی گویی این خانه خط به خط کتاب ها و یاداشت های آن دو بود که من می نوشیدم.شماهم حض این جلوهگاه زیبا را ببرید. اگر همچین تجربه ای داشتید لطفا معرفی کنید.

برچسب: نویسنده: شیدا رستمی تاريخ: جمعه 2 دی 1401 ساعت: 19:05

صفحه بندی